جنس رابطه ي ماروفقط خودمون ميفهميم...فقط دوشنبه يكم آذرهزاروسيصدونودوپنجلوكيشن:خونهلطفاًبپوشين دومادداره مياد...همه به حول وولاافتادن دومادواردشدمنم باعجله چادرم روازمامانم گرفتم همه ابتدا كردن به دست زدن خودش بودهممون چادرپوشيده بوديم بااينكه عروس روبه روش بودامانگاهش به من بودويه دفعه سمت من اومدسرش روخم كردومن روباهمون چادروچاقچول روي سرم بوسيدسعي كردم فراركنم اماديگه ديرشده بودبااين كه اعتراض ميكردم امانمي تونستم جلوي لبخندي كه روي لبم بودروبگيرم همه مي خنديدن ودرگوشي يه چيزايي مي گفتن مي
برچسب:
نویسنده: آرین رحیمی
تاريخ: سه
شنبه
27 مرداد
1405 ساعت: 22:54